خب...
خیلی خوبه یه جایی باشه که کسی تورو نشناسه و راحت و هر چقدر دلت میخواد بنویسی...
روزای خیلی سختی رو دارم میگذرونم ولی هنوز سرِ پا هستم
امید روزای خوب رو دارم
دلم دوری میخواد
دوری از آدما
یه مدت آرامش ...
تنهایی
فکر
تمرکز
تا بعدش دوباره برگردم به زندگی عادیم
برچسب:
نویسنده: آریا صالحی
افسردگی رو با تموم وجودم دارم حس میکنم...
عمیقا افسرده شدم
برا فرار از افسردگی تموم وقتمو بیمارستان میگذرونم
تا جایی که دیگه نایی نمونه برام...
3 سال پیش وقتی داشتیم جدا میشدیم بهم گفت
دیگه هیچوقت هیچکسی تورو به اندازه من دوست نخواهد داشت
راست میگفت...
دیگه هیچوقت هیچکس دوستم نداشت....
مثل اون
برچسب:
نویسنده: آریا صالحی
بنده دیگه حال ادامه این زندگی رو ندارم...
کاش خانوادم نبودن
میتونستم راحت اتمام بدم این زندگی به جبر زمانه رو...
در عین حال که اصلا حالم خوب نیست
دلیل خاصی هم نداره
فقط شاید چون چندین ساله که هیچ دلیلی برای انگیزه و امید ندارم
دلیلی برای ادامه ندارم
کاش بخوابم و هیچوقت صبح نشه
هیچوقت بیدار نشم
کاش کل دنیا تموم بشه...
بیزارم از زندگی
حالم بهم میخوره هر نفسی که میکشم
توان ادامه ندارم
برچسب:
نویسنده: آریا صالحی